ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
766
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
التفاتانگيز و محبتآميز دادند . از قرارى كه خود در نزد ما تقرير نمود ، در آن سفر معادل يك صد هزار تومان نقد و جواهر و ساير اسباب از معزىاليه غارت كردند ، ولى از فرط تدابير ملوكانه ، بر حسبونسب او پى نبردند . خلاصه ، حاجى اسماعيل خان قاجار شام بياتى ، در عرض راه به مرضى مهلك گرفتار گشت و در يك منزلى مشهد مقدس ازين دار فانى درگذشت . نعش او را با احترامى تمام در آن ارض فيض مقام برده ، مدفون كردند و در اندك زمانى لشكرها بر سر تركمانان فرستاده و از طالع خسروى ، دمار از روزگار ايشان برآوردند . و هم در آن اوقات ، يوزباشى عبد الرحمن فرستادهء منوّرخان افشار والى ميمنه « 1 » و شبرغان « 2 » با عريضه و پيشكش ، به رهنمايى معتمدى از نوّاب احمد على ميرزا وارد دار الخلافه [ شد ] و عريضه و پيشكش خان مزبور از نظر الطاف ظهور گذشته ، مطالب او به اين سياق معروض رأى آفتاب گنجور گشت كه ، يك نفر از درارى بحار خلافت را به ما بندگان عنايت فرمايند كه در ركاب او همّت به تسخير ولايت بلخ و ساير ولاياتى كه در اين طرف رود جيحون است ، برگماريم و پس از تسخير ، جميع آن ولايات را به مباشرين دولت جاويد علامت بسپاريم . امناى دولت قاهره اين مراتب را ناشى از حسن ارادت فقط فهميدند و جوابى اميدوارانه داده ، فرستاده را با انعام و خلعت فراخور شأن و جواب عريضهء آن خان ذى شأن راجع گردانيدند . هم در آن اوقات ، بهرام خان هزاره ولد بنياد خان كه بيگلربيگى جام و باخرز بود ، به جهت استرداد تفرقهء ايل خود به ولايت سرخس شتافت و به دست هزاره كه با پدرش خونى بودند ، مقتول [ 429 ] گشته روى از عالم برتافت . محمد خان قرائى عرصه را خالى ديد و با جمعيّت و توپخانه بر سر ولايت جام و باخرز تاخته ، آنجا را متصرّف گرديد . يعقوب خان و آقا خان بنى اعمام بهرام خان را با
--> ( 1 ) . ميمنه : شهرى قديمى بر سر راه بلخ ، در دو منزلى طالقان در افغانستان امروزى ؛ مجلس : « ميمند » . ( 2 ) . شبرغان / شبرقان : يكى از شهرهاى شمال شرقى خراسان قديم ، واقع بر سر راه مرو به بلخ ، در ناحيه كوهستانى ، و بين آن و بلخ يك روز راه بود . ( معين )